تبليغاتX
صالحین
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
شام غریبان

نماز  شام   غریبان   چو   گریه   آغازم

                                        به  مویه های   غریبانه   قصه   پردازم

به  یاد  یار  و دیار   آنچنان   بگریم   زار

                                        که  از  جهان  ره و رسم سفر براندازم

به جز صبا و شمالم نمی شناسد کس

                                        عزیز من  که به جز باد نیست دمسازم

|+| نوشته شده توسط علی مدح خان در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 1:9 | 
ما عاشوراییان قرن پانزدهم

کدام راه از این نزدیک تر؟

یزیدیان می پنداشتند که ندای «هل من ناصر» سید الشهدا(ع) در صحرای کربلا مدفون خواهد شد. غافل که حیات تاریخی انسان از خون شهید است و خداوند خمیره ی وجود مومنین را از خاک کربلا و خون شهدایش سرشته است و تا شب و روز باقی است، این پیوند تاریخی که مومنین را به عاشورا پیوند می دهد، در عمق فطرتها بیدار خواهد ماند.

 

برخیز برادر، برخیز! قافله ی کربلا روانه است و آواز جرس که از باطن ملکوتی انسان برمی آید، عشاق حرم را فرا می خواند. اما برادر! می دانی؟ حب حسین در دلی بیدار می شود که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا گذشته باشد.

 

از عاشورای سال 61 هجری قمری، دیگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه ی روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو می گردد تا ببیند که چون صدای هل من ناصر امام عشق برخیزد چه می کنیم.

 

حسینا! اماما! هرچند ما عاشوراییان قرن پانزدهم هجری قمری، در کربلا نبودیم تا به ندای هل من ناصر تو پاسخ گوییم و حق را یاری کنیم؛ اما حسینا! ما می دانیم که تاریخ بر محور تو و عاشورا و کربلایت می گردد و زمان از آن می گذرد تا یاران تو را از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بکشد و همه ی آنان را در زیر علم خونخواهی تو گرد آورد و آنان را وارث زمین گرداند و اینچنین، همه ی تاریخ روزی بیش نیست و آن روز عاشوراست.

 

محب حسین محبوب خداست و کدام راه از این نزدیکتر؟ 

|+| نوشته شده توسط علی مدح خان در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 23:56 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar